![]() |
![]() |
|
| یادت نرود که میمیری |
|
قطره ها عادت کردن. 1سری هم یادشون رفت که یه روز دریا بودن واسه همینم خودشونو کثیف کردن ولی 1عده قلیلی هم همیشه به یاد دریا بودن واسه همین همیشه خودشونو پاک نگه میداشتن 1روز ناگهان همه بطریها شکستن و قطره ها به دریا ریختن اونایی که خودشونو کثیف کرده بودن مثله قطره هایه روغن رو اب شناور شدن ولی اونایی که به یاد دریا بودن باز با دریا 1کی شدن اونا خوشحال بودن ولی قطره هایه کثیف ناراحت بودن وگریه میکردن. آیا ما ها فراموش نکردیم که 1روز دریا بودیم؟آیا بهشت وجهنم ما یکی شدن یا دور ماندن از حق نیست؟ آیا ما همون قطره ها و خدا همون دریا نیست؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 14:28 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 اسفند 1386 |
|
RSS
|